سه شنبه 12 آبان1388
یک مقاله از یک دوست
سلام
مقاله ای که در ادامه می آید نوشته یکی از دوستان خوبم است که در اوایل شروع رسمی رقابتهای انتخاباتی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای چاپ به مدیر مسئول یکی از نشریات استان سپرده شد که بنا به مصالحی این مقاله چاپ نشد. حال با گذشت آن شور و التهابات در آستانه 13 آبان ماه روز مبارزه با استکبار جهانی به اصرار آن دوست خوب در این وبلاگ ارائه می شود. با اینکه دیگر نمی خواستم در بلاگفا چیزی بگذارم.
تقدیم به تمامی دوستداران انقلاب اسلامیمان:
ادامه مطلب
جمعه 8 آبان1388
آخرین مطلب
سلام
من از اینجا کوچ کردم.
آدرس جدید را بزودی برایتان میگذارم.
همین.
دوشنبه 15 تیر1388
خدايا آنچه را بستند تو بگشا . . .
به
خدا سوگند! طلحه و زبير و پيروانشان، نه منكرى در كارهاى من سراغ دارند كه برابر
آن بايستند، و نه ميان من و خودشان راه انصاف پيمودند، آنها حقى را مى طلبند كه
خود ترك كرده اند، و انتقام خونى را مى خواهند كه خود ريخته اند، اگر من در ريختن
اين خون شريكشان بودم آنها نيز از آن سهمى دارند، و اگر خودشان تنها اين خون را
ريخته اند، بايد از خود انتقام بگيرند. اولين مرحله عدالت آنكه خود را محكوم كنند،
همانا آگاهى حقيقت بينى، با من همراه است، نه حق را از خود پوشيده داشته ام و نه
بر من پوشيده بود، همانا ناكثين (اصحاب جمل) گروهى سركش و ستمگرند، خشم و كينه، و
زهر عقرب، و شبهاتى چون شب ظلمانى در دلهايشان وجود دارد، در حالى كه حقيقت پديدار
و باطل ريشه كن شده، و زبانش از حركت بر ضد حق فرومانده است. بخدا سوگند! حوضى بر
ايشان پر از آب نمايم كه تنها خود بتوانم آبش را بيرون كشم به گونه اى كه از آب آن
سيراب برنگردند، و پس از آن از هيچ گودالى آب ننوشند (يعنى نقشه اى براى آنان طرح
كنم كه راه فرار نداشته باشند). براى
بيعت كردن به سوى من يورش آورديد، چونان مادران تازه زاييده كه به طرف بچه هاى خود
مى شتابند. و پياپى فرياد كشيديد: بيعت! بيعت! من دستان خويش فروبستم، اما شما به
اصرار آن را گشوديد، من از دست دراز كردن، سر باز زدم، و شما دستم را كشيديد. خدايا!
طلحه و زبير پيوند مرا گسستند، بر من ستم كرده و بيعت مرا شكستند، و مردم را براى
جنگ با من شوراندند، خدايا آنچه را بستند تو بگشا، و آنچه را محكم رشته اند پايدار
مفرما، آرزوهايى كه براى آن تلاش مى كنند بر باد ده، من پيش از جنگ از آنها خواستم
تا باز گردند، و تا هنگام آغاز نبرد انتظارشان را مى كشيدم لكن آنها به نعمت پشت
پا زدند و بر سينه عافيت دست رد گذاردند. (نهج البلاغه، خطبه 137) همین.
شنبه 6 تیر1388
به فدای چشم مستت . . .
بشكست اگر دل من به فدای چشم مستت سر خُمِّ می سلامت، شكند اگر
سبويی همین.
یکشنبه 31 خرداد1388
باور کنید
1ـ
بنی صدر 11 میلیون رای داشت !
او به پشتوانه آن در برابر نهادهاي قانوني نظام جمهوري اسلامي مثل مجلس، قوه قضائيه، شوراي نگهبان و نهايتاً امام(ره) ایستاد.
2ـ
آقای موسوی 20 سال در فرهنگستان هنر نقاشی می کشید !
آقای موسوی در خط امام است !
آقای موسوی ساختار قانونی کشور را قبول دارد !
آقای موسوی هزینه پوستر و تبلیغات نداشت !
آقای موسوی مستقل آمده بود !
آقای موسوی رسانه نداشت !
آقای موسوی هرگز دروغ نمی گفت !
آقای موسوی یک بسیجی است !
ناموس آقای موسوی پیش از انتخابات اعلام نمی کند که " اگر احمدی نژاد رای آورد بدانید در انتخابات تقلب شده است" !
ناموس آقای موسوی با رسانه های بیگانه مصاحبه نمی کند !
آقای موسوی نتایج انتخابات را پذیرفته است !
آقای موسوی نمی خواهد انتخابات ابطال شود !
آقای موسوی پس از دیدار با رهبر انقلاب در جمع راهپیمایان ساکت! حضور پیدا نمی کند !
طرفداران آقای موسوی اموال عمومی را تخریب نمی کنند !
طرفداران آقای موسوی از HELP، UN نمی خواهند !
آقای موسوی به دنبال تغییر نیست !
بیگانگان از آقای موسوی حمایت نمی کنند !
آقای موسوی بعد از بیانات رهبر انقلاب بیانیه شماره 5 خود را نمی دهد !
باور کنید این آدم عامل بیگانه نیست.
آقای موسوی رأی من کو ؟
همین.


