تبليغاتX
یکی در این نزدیکی

یکشنبه 27 آبان1386

شُکر

صدها نفر برای آمدن باران دعا کردند، غافل ازاینکه خدا با کودکی است که چکمه اش سوراخ است.

خدایا، برای آنچه نداده ای شُکر.

 

 

همین.

نوشته شده توسط یکی در این نزدیکی |  لینک ثابت   • 

سه شنبه 8 آبان1386

نامی از قیصر یادگاری در ستون تسلیت ها

خسته‌ام از آرزوها، آرزوهاي شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری
لحظه‌های كاغذی را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانی، زندگيهای اداری
آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقفهاي سرد و سنگين، آسمانهاي اجاري
با نگاهي سرشكسته، چشمهايي پينه‌بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم‌انتظاری
صندليهای خميده، ميزهای صف‌كشيده
خنده‌های لب پريده، گريه‌های اختياری
عصر جدولهای خالی، پاركهای اين حوالی
پرسه‌های بی‌خيالی، صندليهای خماری
سرنوشت روزها را روی هم سنجاق كردم
شنبه‌های بی‌پناهی، جمعه‌های بی‌قراری
عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزی، باد خواهد برد باری
روی ميز خالی من، صفحه‌ی باز حوادث:
در ستون تسليت‌ها نامی از ما يادگاری

همین.
نوشته شده توسط یکی در این نزدیکی |  لینک ثابت   •