تبليغاتX
یکی در این نزدیکی

سه شنبه 15 مرداد1387

راه امام(ره)

عید ملت مستضعف، روزی است که مستکبرین دفن شوند. 11/7/58

سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است؛ و تا این سلطه طلبان بی فرهنگ در زمین هستند، مستضعفین به ارث خود که خدای تعالی که به آنها عنایت فرموده است نمی رسند.19/11/58

باید این نهضت در تمام عالم ـ نهضت مستضعف در مقابل مستکبرـ در تمام عالم گسترده شود. ایران، مبداء و نقطه اول و الگو برای همه ملت ها ی مستضعف (باشد). ملت های مستضعف ببینند که ایران با دست خالی و قدرت ایمان و با وحت کلمه تمسک به اسلام، در مقابل قدرت های بزرگ ایستاده و قدرت های بزرگ را شکست داد . 24/2/58

 

 

همین. 

نوشته شده توسط یکی در این نزدیکی |  لینک ثابت   • 

جمعه 4 مرداد1387

دیدار با یک نویسنده . . .

سلام

 

اول

 

بعد از ظهر یکشنبه است و ساعت از 6 گذشته. سریع خودم را به محل برگزاری جلسه می رسانم، محسن را می بینم. ماشین را پارک می کنم و به دنبال محسن روان می شوم. ناگهان با جوانی هم قد خودم و تقریبا چاق با تی شرت و شلوار لی برتن مواجه می شوم. سلام. با فارسی غلیظ تهرانی جواب سلامم را می گیرم. وای خدای من! یعنی رضا امیر خانی است؟

 

دوم

رضا امیرخانی را خیلی ها که ادبیات انقلاب اسلامی را دنبال می کنند می شناسند. چند اثری که از این نویسنده چاپ شده نشان دهنده این است که ایشان پله پله (همانطوری که در صحبتهایش در جلسه هم اشاره کرد) به سوی پختگی پیش می رود. اولین کاری که از ایشان خواندم" داستان سیستان" بود، شرحی از سفر ره بر به استان سیستان و بلوچستان و نشانی از این که نویسنده، در هیچ چهارچوبی نمی گنجد!

 

سوم

بی و تن را نخوانده ام. بخاطر همین، زمانی که صحبت های امیرخانی درباره ادبیات انقلاب اسلامی به پایان رسید، از سالن آمدم بیرون و دیدم محمد و محسن همین طور پشت هم سوال می نویسند و سجاد آنها را از امیرخانی می پرسد. معضلی که سال ها پیش ما هم در جلساتی مشابه با آن دست به گریبان بودیم . . .

 

چهارم

دوستی در وبلاگ خود نوشته است:« . . . در جلسه عمومی اغلب عزیزانی آمده بودند که فقط آمده بودند تا از خنکی هوای سالن همایش بهره ببرند و . . . » که فکر می کنم کمی در قضاوت شتاب نموده و به نوعی شعور حضار در جلسه را زیر سوال برده اند. دوست ندیده من! بماند! سوالاتم را هر وقت شما را دیدم می پرسم.

 

سرآخر

به نظر من جلسه خوبی بود و با برنامه ریزی. خیلی چیزهای دیگر هم در ذهنم  بود که بنویسم در این باره، و لی بماند تا با دوستان مطرح کنم . ره توشه ای باشد برای برنامه های بعدی.

خدا قوت.

 

 

همین.

نوشته شده توسط یکی در این نزدیکی |  لینک ثابت   •