سه شنبه 22 اردیبهشت1388
بجا و شایسته
آه؛
دلم گرفته است از این همه
انتخاب های بجا! و شایسته!
همین.
شنبه 19 اردیبهشت1388
آسفالت
بنده در زمان مسؤوليت قبلى خودم
ـ رياست جمهورى ـ به كشورى سفر كردم كه هم بزرگ است و جمعيت زيادى دارد و هم
انقلابى در آن به وقوع پيوسته بود. روزى كه بنده به آن كشور ـ كه نمىخواهم اسمش
را بياورم ـ رفتم، نوزده سال از انقلابشان گذشته بود. بيانات در خطبه های نماز جمعه ـ 20 بهمن 74 http://farsi.khamenei.ir/memory-content?id=6417 همین.
در حال
حركت از فرودگاه به طرف محلّى كه براى ما در نظر گرفته بودند، رئيس جمهور آن كشور،
كنار من در اتومبيل نشسته بود و راجع به بعضى از امور صحبت مىكرديم. من ديدم بعضى
خيابانها را بستهاند و كارگران كار مىكنند. گفتم: «مثل اينكه مشغول كارهايى
هستيد؟» گفت: «بله؛ ما تا امسال فرصت نكرده بوديم آسفالت خيابانهاى پايتخت را كه
در انقلاب خراب شده بود، ترميم كنيم. امسال فرصتى بهدست آمده است و آسفالت
خيابانها را بعد از نوزده سال، ترميم مىكنيم!». بينيد؛ اين كارآيى انقلابهاست.
انقلابهايى كه ما ديدهايم همهى همّتشان صرف نگه داشتن خودشان مىشد. نه يك
انتخابات درست، نه يك سازندگىاى در كشور و نه بناى تازهاى. آن انقلابهايى كه
بسيار پيشرفته بودند، برنامههاى پنج ساله و چند ساله اعلام مىكردند؛ اما صورى
بود و در باطن تقريباً چيزى نداشت. غالباً هم اين انقلابها يكى پس از ديگرى به
دليل كمكاريها، ناتوانيها و عيوب ديگرشان، شكست خوردند؛ چه كمونيستها و چه
غيركمونيستها كه بههرحال چپ بودند. آرى؛ نوزده سال از انقلابشان گذشته بود، تازه
به فكر افتاده بودند كه پولى هم خرج ترميم خيابانهاى پايتخت كنند!


